از اونجایی که تمام سایت های مرتبت به موسوی برای گرفتن اخبار جدید از طرف دولت منتخب و مردمی نهم و دهم مسدود شده این لینک کمک میکنه دسترسی راحت تر به این منابع داشته باشین
تبلیغات |
|

مشترک گرامی دسترسی به هر سایتی مقدور می باشد !!!
از اونجایی که تمام سایت های مرتبت به موسوی برای گرفتن اخبار جدید از طرف دولت منتخب و مردمی نهم و دهم مسدود شده این لینک کمک میکنه دسترسی راحت تر به این منابع داشته باشین

نامه ی میر حسین موسوی به شورای محترم نگهبان :
شورای محترم نگهبان
سلام علیکم
پیرو ده ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعا در نتیجه انتخابات 22 خرداد ماه موثر بوده است و ذیلا به مواردی از آنها اشاره می شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال ان درخواست می گردد:
1- در ایام تبلیغات ، خصوصا در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت های حقیقی از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزد ها، خصوصا اینجانب قرار گرفت.
2- ایشان در مناظره های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سوال بردن بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه، عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، از جمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می شود.
3- کارشکنی های عدیده مسؤلان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری ها، از جمله فرمانداری های تهران در ارایه کارت های نمایندگان جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رای و محل های شمارش و تجمیع آراء گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته اند.
4- بر خلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر این که شمارش آراء و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه های موسوم به فرم های 22 و 28 از هیات های اجرایی دریافت نشده وتنها ملاک ارایه آمار ارقام موجود در سیستم های رایانه ای بود که هیچ گونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه بر اساس امارهای فاقد مبنای قانونی می شود.
5- صدها شعبه اخذ رای در مناطق مختلف کشور از جمله شیراز، تبریز،تهران و ... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رای شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رای گیری در آنها گردید . با توجه به این که تعداد تعرفه های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت کنندگان به گونه ای بوده است که بیش از 17میلیون تعرفه اضافی می توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه های انتخاباتی به چشم می خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رای گیری ، درحالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستارشرکت درانتخابات بودنداز سرنگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز100%افراد واجد شرایط بوده است.طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی شمار آرای تقلبی در صندوق ها را تحکیم می کند.
6- علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوانی صورت گرفته در روز و زمان اخذ رای طی بیش از 80مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.
7- آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضدامنیتی را پیش بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود،که تمامی اینها حاکی از برنامه ریزی های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است.به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رای رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان،طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه رای را مشخص سازد.
8- نقص ماده 40 قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده 68قانون انتخابات،از جمله تورگردی وزراء در استان ها و شهرستان ها(تاجایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله گردید)و حضور آقای وزیرخارجه در شهرهای مختلف ایلام،کرمانشاه،سمنان و گیلان و .... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ های تبریز و ارومیه و اصفهان و .... نمونه هایی دیگر از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور،به ویژه فصل هفتم آن بوده است.
9- نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب درمورد ابطال انتخابات 22خردادماه مورد رسیدگی و اقدام قرارگیرد.
میرحسین موسوی
یکشنبه 24 خرداد 1388

موسوی حمایتت میکنیم
همه دوستان و مخاطبان جهنم !
آدرس یه موزیک زیبا رو که واسه موسوی توسط سینا و همراهی راشن خونده شده رو واستون میزارم، دانلود کنین و اگه می تونین در حمایت از موسوی این کارو پخش کنین (بلوتوس ـ سی ی ـ داخل ماشین و ...)

http://bettermusic.persiangig.com/audio/Mr.Mossavi.mp3
http://www.4shared.com/file/110373556/bbea2606/MrMossavi.html
یکشنبه 17 خرداد 1388

این یک انتقاد است ، نه یک کمدی !
به دعوت یکی از دوستان به یه روضه رفتیم که عزاداری امام حسین رو اونجا برگزار می کردند.البته قبل از مراسم پسرها و دخترها در عین حفظ عصمت و عفت و با کمال خجالت خودشون رو به هم معرفی کردند و از تواناییهاشون و نوکریهاشون که تا به حال برای امام حسین کرده بودند توضیح دادند.مراسم با زیارت عاشورا شروع شد و بعدش چراغها رو به منظور روضه خونی خاموش کردند و از اونجایی که من امنیتم واسم خیلی مهمه سریع رفتم یک گوشه خلوت تکیه دادم تا وسط خودزنی عاشقان امام حسین آسیب نبینم.به هر حال پیش میاد که این بنده خداها عنان اختیار از کف بدند و جامه ی خود بدرند و با دستهای نهیفشون تن ناز تر و خوشبو تر از گلشون رو مورد عنایت قرار بدند که صد در صد از روی غم و اندوه بسیار و ولا غیر.
مثل سالهای قبل امام حسین به منظور عدالت خواهی از مکه راه افتاد به سمت کوفه بود؟کجا بود؟روایتها مختلفه و علما نیز سر این جریان(منظور مداحان عزیزه) به اتفاق نظر نرسیدند.خلاصه که به مقصد نرسید و در کربلا متوقفش کردند.البته اون وسطا روضه خون ما از هنر سینمایی خودش خرج کرد و یه فلش بکی هم به خاطرات امام زد(به قولی وقتی پول حرفه ای میگیره باید روزه خونی حرفه ای بکنه به هر حال تک تک این قطره های اشک کلی ثواب داره).در این گیر و چیز بود که توجه من جلب شد به یک تابلو بسیار زیبا از حضرت و سریع با خودم گفتم ای یزید لعنت به تو که من تازه فهمیدم چه امامی رو کشتی.فتبارک الله و احسن الخالقین.ماشاالله چشماشون که یک رنگ خاصی داشت،همچین این ریشها رنگ کرده و خشگل بود،زیر ابرو که تمیز تمیز بود هر کی برداشته بود دستش درد نکنه،مژه ها هم فرررررررررررر.فکر کن،امام تمام شرایط رو برای یک ستاره ی هالیوودی شدن داشت و کف کرده بودم این عربها چجوری دلشون اومده این امام رو شهید کنند،بابا میزاشتید به بیست و پنج سالگی برسه بعد شهیدش می کردید.باور کنید امام تو این عکس بیشتر از بیست و پنج نداشت.
وقتی به خودم اومدم حضرت ابولفضل داشت میرفت واسه بچه های امام آب بیاره.(راوی مداح):
وقتی حضرت سوار اسب ششششششششششششششد
خورشید دو تا ششششششششد
خدا این دیگه چی ییییییییییییییییییه؟
چه بازویی داری عباس جان... اوه اوه اوه(این گریست)
چه بدنی داری عباس جان... اوه اوه اوه
چه قامتی داری عباس جان... اوه اوه اوه
خلاصه اینکه دو ساعت حضرت رو اسب نگه داشت تا از تشبیه های بی نظیر و بی بدیلش در مورد ایشون استفاده کنه.
به خدا بازوانش مثل پیل بود،چشمانش چه زیبا بود،فریادش چو شیر بود و قدش چو سرو و از این صحبتها(بی شرف طوری می گفت به خدا که انگار الآن از اونجا برگشته).
منم فقط گفتم عجب...
پس اینجوریه؟
خلاصه حضرت راه افتاد تا آب بیاره...
پارسال اینطوری بود که حضرت ابولفضل پنجاه تا یزیدی مادر قحبه ی تخم حروم رو پرپر می کنه و با اسبش میره وسط نهر و پیاده مشه و تو مشتش آب میکنه و نمی نوشه و مشکش رو پر میکنه و بر میگرده و ...
اما امثال
حضرت صد و پنجاه نفر رو پرپر میکنه و اسبش رو پارک میکنه(سال سال فرهنگ سازیه) دست بر آب میزنه و آب رو با دست بالا میاره و توی آب چهره فرزندان برادر رو میبینه و برای اینکه اصراف نشه آب رو تو نهر میریزه و مشک رو پر میکنه و برمیگرده.
سال قبل در راه بازگشت یک تیر به چشم حضرت می خورد و یک تیر به مشک و اول دست حضرت قطع می شد و بعد عمود آهنی بر سرشون می خورد و از اسب به زمین می افتادند و ادامه...
اما امسال مردم قلبشون از سنگ شده بود،پس مجبور شدن داستان رو عاطفی تر کنند و گفتند که اول یک تیر به چشم راست و بعد به چشم چپ خورد و سپس کسی از پشت نخل بیرون آمد و دست راست حضرت رو قطع کرد و حضرت مشک رو به دست چپ دادند و دیگری دست چپ رو قطع کرد و حضرت مشک رو به دندان گرفتند و بعد بود که عمود بر سرایشان خورد و تیر بر مشک ایشان.کلی هم دیالوگهای امام حسین بر سر پیکر حضرت ابولفضل جالب بود که تغییر یافته بود.
منم گفتم عجب...
پس اینجوریه؟
تقریباً هر سال اینو میگم اما امسال واقعاً با خلوص نیت بیشتری گفتم.خلاصه این روزه خونی 1ساعت طول کشید و 1ساعت بعدی رو مردم تو سر خودشون میزدند و می گفتن سید علی خامنی رهبر دلم یا یاد امام و شهدااااااااااا دل و میبره کرب و بلاااااااااااااا می گفتند و وقتی چراغها روشن شد پنجاه تا آدم با یه لبخند ملیح و با ولع به سمت غذا حمله ور شدند و لطیفه به همدیگه گفتند و دوباره جوک یه ترکه بود و یه لره رو واسه هم گفتن.منم مثل همیشه
عجب...
پس اینجوریه؟
پ.ن: این متن نوشته دوستم امیر خان است.
چهارشنبه 11 دی 1387

راز بزرگ ...!
شكل جوانمردانه كار این است كه هر اتفاقی از لحظه شروع، استارت بخورد، اما آدمها برای اینكه نشان بدهند چه موجودات خطرناك و بدجنسی هستند، این قاعده را هم رعایت نمیكنند. اصولا باید حقیقت تولد یك بچه آدم را، 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت قبل جستو جو كرد. این راز مهمی است، اما از آنجا كه چنین جنایتی میلیاردها بار در طول تاریخ رخ داده، امروزه بدون وجود شرلوك هولمز و پوآرو هم میتوان فهمید كه وقتی یك توله آدم خلق میشود، اصل ماجرا از كجا آب میخورد! در هم آمیزی یك جفت كبوتر نمای عاشق، پشت درهای بسته، به صرف مقادیر معتنابهی لذت و عشرت، یك سال بعد در درهم آمیزی لجوجانه نوزادی كه قنداقش بوی گه گرفته، استحاله میشود تا ناف بشر، با راز بریده شود.
كار اما به همین جا ختم نمیشود. آدمیزاده كمی قد میكشد و جامعه برای اینكه راحتتر بتواند طوق بندگی و قلاده اسارت خودش را دور گردن او بیندازد، وی را وادار به تحصیل فرهنگ حاكم میكند. معلم در مدرسه از اینكه انسانها باید باهم مهربان باشند و هوای همدیگر را داشته باشند و اصولا "تخم سگهایه كم آدم باشید دیگر" برای دانش آموزان یاوه سرایی میكند، اما مادر در كنج خانه او را به چهار میخ میكشد كه "ذلیل مرده رفتی مدرسه خواركیهات رو به هیشکی نمیدیها!" این یك راز بزرگ دیگر است. اینكه چرا بارها را قاطرها میبرند، اما عرعر را آدمیها میكنند....؟!
افراد جامعه اصرار عجیبی روی این ایده احمقانه دارند كه انسانها از راه قلب عاشق میشوند، اما وقتی تو میخواهی عاشق شوی، این مساله را مشروط به ظهور كف در شاشت میکنند. این هم یك راز بزرگ دیگر است. اینكه در كتابهای زیست شناسی خواندهای شاش از كلیه به وجود میآید، اما در بطن اجتماع میفهمی آدمها با قلبشان میشاشند!
رازها هیچوقت تمام نمیشوند. درجلسه خواستگاری كلی مزخرف راجع به تفاهم و عشق و محبت میشنوی، اما بعد از آنكه آمار داراییهایت را مو به مو، دینار به دنیار و وجب به وجب درآوردند، به اسم شیربها و مهریه روی دختری كه میخواهی او را بخری قیمت میگذارند. اگر پولش را داشته باشی، موفق خواهی شد بساط یك جنایت تكراری را آماده كنی. مثل عقدهایها، دست همدستت را كه جامعه به دروغ او را همسرت میخواند، میگیری و همان بلایی را سرنسل بشر میآوری كه یك روز سرخودت آمد!
بچهات را دوست داری، میبوسیاش، نوازشش میكنی و به او پول میدهی، اما لابهلای همه رفتارهایت پافشاری دیكتاتور مابانهای به چشم می خورد كه انگار میخواهی او را لنگه خودت بار بیاوری. این یك راز دیگر است؛ "پسر گلم، تو آزادی كه هر طور دوست داری یه گهی مثل من بشی، فهمیدی؟!"
تو مثل یابوها داری با رازهای زندگی بازی بازی میكنی، اما خبر نداری كه راز بزرگتر، از همان بدو تولد مثل سایه تعقیبت میكند:«مرگ»! شب میخوابی، صبح بلند نمیشی. میخواهی بروی آن ور خیابان چص فیل بخری، یك تریلی 18 چرخ به كف خیابان الصاقت میكند، داری توی پیادهرو راه میروی، یك آجر از بالای داربست یك ساختمان نیمه كاره میافتد روی سرت و خلاص! تازه وقتی مردی، آن طرف آب كودنهای دیگری را میبینی كه در دوران زندگیشان در هندوستان به آنها قول داده شده بود اگر «نجس» خوبی باشند، هنگام تولد دوباره، یك طبقه بالاتر به دنیای میآیند....!
سه شنبه 3 دی 1387
All Rights Reserved 2007 © Template Designer by Ezraeel _ M . B
( )
دوشنبه 25 خرداد 1388